خط داستانی
در روستایی در آلمان در سال هزار و نهصد و چهل و دو، کشاورز بهینریش مارتن به خدمت فراخوانده می شود و همسرش کترین و خواهرش فریدا را تنها می گذارد. چون این دو جوان نمی توانند مزرعه را به تنهایی اداره کنند، دولت به طور وضوع کمک می دهد: یک اسیر جنگی. آلیکسی روس که لاغر و نحیف است باید توسط زنان پرستاری شود. با کار در مزارع و مزرعه، کترین و فریدا به ناچار به سوی روسی گرایش پیدا می کنند. فریدای مصمم با کشاورز محلی اتو لانگه رابطه ای برقرار می کند و در عین حال به او وابسته است. عشقی میان کترین و آلیکسی شکل می گیرد. آنها در یک کارگاه با هم رابطه می گیرند. اما زوج با مواجهه سربازی روبرو می شوند و آلیکژ فرار می کند. جوانان نازی او را می گیرند و می برند.