خط داستانی
دکتر یوزف آینس، عصبشناس، تنها بیمار باقی مانده در کلینیک را معالجه میکند. آقای فون کا پس از مرگ امپراطور به علت از دست دادن واقعیت از او جدا شده و به بیمارستان فرستاده میشود. پس از سالها باید ترخیص گردد و در جریان گشایش بیمارستان او برای مراسمی سخنرانی آماده میکند. همسرش سیسی آینس با کارگزار جنسی فاحشهخانه هانس او را فریب میدهد. دکتر آینس کارآگاه رودیه «رونده بینی» کرونفیش را مأمور تحقیقات میکند که در روند تحقیقاتش احتمال جاسوسی و ترورهای آینده را مطرح میکند.