خط داستانی
سمنتا هیوز، دختری نوجوان از کنتاکی، هرگز پدرش را نشناخت که پیش از تولد او در ویتنام درگذشت. سمنتا با عمویمِت زندگی میکند که او هم در ویتنام خدمت کرده است. عمویمِت با تام، اِل و پیت، سه کهنهجنگیِ ویتنامی دیگر معاشرت میکند که مانند عمویمِت همه با مشکلاتی از جنس تجربههای جنگ روبرو هستند. سمنتا نسبت به پیدا کردن پدرش وسواسی میشود.