خط داستانی
در مادرید دهه چهلم، خوان برای پیانو برای پِپیتا و شریک روی صحنه او ماريو می نوازد. ماريو به دنبال دزدیدن خوان از اوست اما خوان اشتیاقی نشان نمیدهد و ماريو به سلسله ای از عاشقان به عنوان پشتوانه اکتفا میکند. وقتی او عاشق و ترک کن عاشق جوانی اشرافی میشود، آن جوان به دنبال انتقام است.