خط داستانی
با پدرش در دادگاه، میگنون پانزده ساله از پاریس به خانهٔ خویشاوندان ایتالیایی اش می رود تا با خانواده فوربیچنی که هر کدام با مشکلی رو به رو هستند سازگار شود و در نهایت با کاستیِ عاشقانهٔ پسر کوچکش جورجیو پیوند می یابد و او در طول تابستان با میگنون درس های زندگی مهمی می آموزد