خط داستانی
نمایش یک نمایشی یک پردهای پَنیکار درباره رابطه بین یک بازیگر و نقش یا خود او است این اتفاقات در شب منتهی به فصل آخر نمایش کِهیاکاوادهام میافتد اما اتفاقات پیرامون اجرا به طرز عجیبی با رخدادهای نمایش بازمیگردد یک شخصیت ادعا میکند که بازیگر نقش اصلی را کشت چون از شخصیت او متنفر بوده است با این حال سه روایت متفاوت از همان طرح هرگز به یکدیگر راهی نمیبینند هر نسخه با سبکی موسیقی مردمی مختلف همراه است اجراگران هم از تئاتر و هم کَتاکالی بودهاند در جنوب هند با وجود سیاستمداران بسیاری که از تصاویر فیلم برای کسب ثروت و قدرت استفاده میکنند این فیلم تلویزی چشماندازی حساس از نظر سیاسی و زیباشناختی ارائه میدهد