خط داستانی
در روزهای نخست سپتامبر ۱۹۳۹ دولت تصمیم میگیرد طلاهای بانک ملی لهستان را از وارسو به خارج از شهر منتقل کند. کاروانی به فرمان مامور ویژه تشکیل میشود. خودروها در جادههای پر ازدحام در برابر حملات مداوم هواپیماها پیش میروند تا از طریق لوبلین به سرزمین رومانی برسند و بار طلا دوباره در قطاری بارگیری شود. نخستوزیر کالینیسکو با وجود تهدیدهای نازیها انتقال طلا را میپذیرد و مهاجرت طلا توسط گروه خرابکاری آلمانی به فرمان ستوان دوم رودولف لانگ همواره تهدید میشود