خط داستانی
زمستان تابستان است و شینوبو از اینکه دوست پسر ندارد پشیمان است سپس پسر جوانی را که از گرسنگی ضعیف است و لباس خرگوشی بر تن دارد می بیند او به او یک هویج می دهد او با تشکر به شکار او می پردازد و شینوبو نیز پاسخ می دهد پسر جوان کلیدی به دنیای دیگر را جا می گذارد جایی که آینده های ممکن برای همه وجود دارند لام و آفارا به شینوبو می پیوندند تا پسر خرگوش را بیابند و آینده های خوش برای خودشان بسازند