خط داستانی
باب و همسرش لیندا با برادرش جیم برای یک سفر دریایی به کاستاریکا می روند تا جیم به عنوان مبلغ مذهبی آغاز به کار کند. در طوفان سختی شناور آن ها واژگون می شود و جیم این اتفاق را نشانه ای از خدا می داند و وسیله تقطیر و غذا را می اندازد - تو شاید با اراده خدا تداخل نکنی. اما هیچ کس آن ها را گم نکرده است و برای هفته ها کسی به دنبال آن ها نمی گردد