خط داستانی
با کمک دوست دایی اش، دوست دختر دایی رابرت به عنوان دستیار خلاق در آژانس تبلیغاتی کار می کند و به مدیر زیبا کلوئئوپاترا علاقه مند می شود. دایی اش آینه قدیمی ای را به خانه می آورد که نمی داند درون آن فرشته ای روباهینه پنهان است. رابرت ناخواسته آینه را به دفتر می برد و فرشته روباه آزاد می شود و کلوئئوپاترا را در اختیار می گیرد. رابرت که از جذابیت او گمراه شده است در تصادف اتوبوس کشته می شود...