خط داستانی
جهان توسط جنگ هستهای ویران شده است. سیاره یخ زده و تشعشعات هر کسی یا چیزی را که به خارج از 'گنبد' برود، میکشد. سافت یک چوپان برای آخرین بقایای بشریت است که گرد هم آمدهاند و منتظر نجات از یک سفینه مرموز به نام 'کشتی' هستند. او در میان جمعیت سرگردان است و وظایف روزانهاش را انجام میدهد؛ جلوگیری از کاهش روحیه، جذب فاحشهها، سرکوب شورشها و گاهی اوقات تغذیه گرسنگان. اما با روشن شدن ماهیت واقعی و شیطانی 'گنبد'، سافت باید از خود بپرسد آیا بشریت ارزش نجات دارد...