خط داستانی
جان و کارل یک شرکت نشر کوچک دارند. یک روز جان با شاعر کلارا ملاقات میکند که به تازگی اولین اثرش را منتشر کرده و نامزد کلارا، استیگ، نیز در آنجا است. جان و کلارا عاشق یکدیگر میشوند و او به آپارتمانی که متعلق به جان است، نقل مکان میکند. جان از همسرش جدا میشود و با کلارا زندگی میکند. اما کلارا دچار بحران عصبی میشود.