خط داستانی
کریستیانو که سیزده ساله است به نظر نوجوانی با افکار روشن درباره آینده اش می آید. شبی با مای آشنا می شود، نفر آشنا که احتمالاً مست است و بنابراین به تخت او می رود. شبی فراموش نشدنی... صبح بعد مای می رود و ناپدید می شود. چند سال بعد یک «شگفتی» در در خانه کریستیانو کوک می گیرد: فرزندی که فرزند اوست و مای به اینجا فرستاده است، که دوباره ناپدید شده است. از والدین خود رها شده، کریستیانو مسئولیت هایش را می پذیرد و همراه کودک به میلان می رود تا این شهر و مردمانش را بشناسد.