خط داستانی
رویای خوب — قافیه با دسرهای یخ زده دارد. و این همان چیزی است که چِیچ و چانگ در این کمدی کاملاً دیوانهوار میفروشند. این دو رند نامتعارف و هميشگی فضا زده، به اندازه کافی از بستنی «ترکیب مخصوص» خود میفروشند تا پول را بردارند و به آرزوهایشان برسند: گیتارهای جدید، جزایری در آفتاب و زنان زیبا. اما، البته، همه چیز طبق نقشه پیش نمیرود. در حالی که ثروتشان را در رستوران جدید از سبک چینی جشن میگیرند، چِیچ عشق دیرینش دونا را ملاقات میکند و فوراً او را به پنتهاوس مجللش میبرد. اما به زودی میفهمد که دوستپسر دونا، یک سابقهدار به نام حیوان، در راه است تا به حریم خصوصی او برسد. در آن سوی ماجرا، چانگ به طور ناخودآگاه تمام پولشان را با چک بانکی بیارزش عوض کرده است — و تنها راه پس گرفتن آن فرار به سمت یک آسایشگاه دیوانهوار نزدیک است.