خط داستانی
کلارنس پسری جدید در مدرسه است که اخیراً از روستای جنوب به نیویورک آمده است. آنجل که هیسپنیک و مفتخر به این هویت است، دچار دیسلکسی است و آنجل بیش فعال است؛ هر دو کلاس را آزار می دهند و به راهروی کلاس تبعید می شوند. آنها با هم ملاقات می کنند، صحبت می کنند، تجربه ها و امیدها را به اشتراک می گذارند. فعالیت آنجل به آموزش کلارنس برای خواندن ترجمه می شود و با هم دوستی مدرسه ای می سازند که فراتر از نژاد و قومیت و نبود فهم سیستم از خودشان است.