خط داستانی
بر اساس نمایشنامهای به همین نام از الکساندر ولودین "پنج عصر".
پایان دهه 1950. الکساندر پتروویچ ایلیین به شهری که قبل از جنگ در آن زندگی میکرد سفر میکند. با دیدن زنگزن تلفن زویا، خانهای آشنا را از پنجره میبیند و تصمیم میگیرد فقط به مدت پانزده دقیقه به آنجا برود. بنابراین الکساندر وارد یک آپارتمان مشترک میشود، جایی که عشق جوانیاش تمارا واسیلیونا زندگی میکند. آنها بیست سال پیش ملاقات کردند و عاشق هم شدند، اما جنگ آنها را جدا کرد. حالا ایلیین و تمارا واسیلیونا دوباره ملاقات کردهاند و عشق با نیروی تازهای شعلهور شده است...