خط داستانی
کاتی لهنِر چهاره ساله با پدرش روبرت و مادر بزرگش هدویک از زمان مرگ مادرش بزرگ شده است. همسایه اش مربی پیر اماوتس بداخلاق و اسبش دوبلین است. وقتی بداخلاق به بیمارستان می رود و اسب دوبلین برای کشتار در نظر گرفته می شود، کاتی و مادربزرگ تصمیم می گیرند اسب را بخرند و خانه ای جدید برای دوست چهارپا بیابند—حداقل تا زمانی که دوبلین دوباره بفروشند. اما همه چیز به شکلی دیگر رقم می خورد.