خط داستانی
ویجای سینگ افسر سابق ناوگان بازرگران است که به عنوان ترسو شناخته می شود زیرا در حال فرار از خدمه اش در زمان اضطراری ترک شان می کند. با احساس گناه و سعی در فراموشی گذشته، کار در یک معدن زغال سنگ را می پذیرد و همراه دیگر معدنچیان پس از طوفان گرفتار می شود.