خط داستانی
تنی از غولهای مالیخولیای شائولین، یکی زن و نه مرد، از منطقه کن تان با دشمنی ارباب یونگ و همدستانش حفاظت میکنند. زمانی که یونگ همسر یکی از شاگردان ببرها را اختاپ میکند، ببرها خود را به عنوان یک شاهزاده و پیروانش جا میزنند تا به قصر یونگ در روز تولد او دسترسی پیدا کنند