خط داستانی
ملکه فرزندخوانده ای به نام عشق قلب طفل دارد که می خواهد او را به بالاترین قیمت به عنوان عروس بفروشد. چهار نفر برای حضور در کاخ و شرکت در نوعی حراج ظاهر می شوند، اما دختر با تمام تجربه های جنسی در حالی که هنوز باکره است ترجیح می دهد با یک سارق خنجر جوان که به طور اتفاقی عاشق ملکه نیز هست، به سفری برود و با او باکرگی اش را از دست بدهد. در نهایت توسط بازیگری از تئاتر آوانگارد ربوده می شود و عشق قلب طفل تصمیم می گیرد با او در یک زندان ساده زندگی کند، در حالی که مادر و خریداران با ننگ روبرو می شوند.