خط داستانی
یک اپراتور ماشین کلوخز محلی مخترعی است که با همسرش بر سر سرگرگی اش کشمکش دارد. او وسیله مفیدی برای یک دروکن گندم می سازد و مقاله ای درباره اختراعش در روزنامه محلی چاپ می شود. رئیس کلوخز به او مأموریت می دهد تا از شهر همجوار تجهیزاتی برای ساخت پل بیاورد اما او توسط کلاه برداران فریب می خورد.