خط داستانی
رِکویِم با نَصرالله آغاز میشود، که به تازگی از زندان آزاد شده و به خانه برمیگردد تا متوجه شود که مادرش در حین زندانی بودن او فوت کرده است. نَصرالله به خیابانها میرود تا کار پیدا کند، اما با عدم موفقیت، زندگی قبلی خود به عنوان دستفروش را از سر میگیرد. او با دو دستفروش دیگر همخانه میشود و برای مدتی به نظر میرسد که دوباره حس جامعه و تعلق خاطر را به دست آورده است.