خط داستانی
داستانی احساسی درباره یک سگ گوردون ستتر سفید با گوش سیاه که به خاطر بیماری صاحبش بی خانمان شد. صاحبش، ایوان ایوانوویچ، مردی که از جوانی دور بود و به شکار و طبیعت علاقه داشت، یک توله سگ را به خانه آورد، با وجود اینکه گوش سیاه سگ برای نژادش "شرم طبیعت" محسوب میشد. او همیشه سگش، که به آن بیم یا بیمکا میگفت، را به شکار میبرد. اما بعدها ایوان ایوانوویچ دچار مشکلات قلبی شد و وقتی بیماریاش وخیمتر شد، به بیمارستان منتقل شد. سگش نتوانست انتظار بکشد و به جستجوی صاحبش رفت. اینگونه داستان یک سگ بیخانمان و ماجراهای نفسگیر و هیجانانگیز او آغاز شد، دیدار با افراد مختلف، خوب و بد، و به پایان غیرمنتظره و دلخراشی منتهی شد.