خط داستانی
نووندو کومار زندگی فقیرانهای با پدر ناتوان جسمی، مادر خانهدار، دو خواهر مجرد، لِلا و راجنی، برادر کوچکتر، کودکون، و محبوبهای به نام مینا دارد. او برای آویناش گوبتا کار میکند اما هنگامی که اختلافاتی پدید میآید، به جرم ورود دزدی دستگیر میشود و از شهر برای مدتی تبعید میشود. پس از رفتن او خانواده تقریبا بیپول میماند و توسط گوبتا سوءاستفاده میشوند. چند ماه بعد پسری جوان به نام آند در میآید و به آنها میگوید که نووندو او را فرستاده است و برای مخارج روزمره مقداری پول میدهد، برای همه لباس میآورد و برای Mohan یک صندلی چرخدار میخرد. او ازدواج را برای راجنی با دوست پسرش آجی تأمین میکند، هر چند با مخالفت شدید گوبتا روبهرو است، و به لِلا دل میبازد. آنچه خانواده کومار نمیدانند این است که آند فراری از پلیس بمبئی است و رازی تاریک در درون دارد که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.