خط داستانی
حسابدار سختکوش دیوید مارتینو ادعا میکند که هر آخر هفته به دیدن والدینش میرود، اما این فقط پوششی برای بازسازی پرزحمت کلبهاش در روستا است. دلیل پنهانکاری دیوید این است که عشق دوران کودکیاش، لیسه، در نزدیکی او زندگی میکند و با اینکه او متأهل است، دیوید هنوز هم باور دارد که آنها با هم خواهند بود. وابستگی او به این ایده به مرز جنون میرسد و وقتی شوهر لیسه به طور تصادفی کشته میشود، او به سرعت از کنترل خارج میشود.