خط داستانی
تیتو یک کلاهبردار است که قصد دارد مبلغ زیادی پول را که supposedly به خارج از کشور با هواپیما ارسال شده، تصاحب کند. او با همکاری کارلوس، صندوقدار یک شرکت بزرگ، باید یک بمب ساعتی را در هواپیما قرار دهد در حالی که پول را نگه میدارد. در انتظار پیشرفت طرح، تیتو از همراهی ریتا، استریپر ستاره آمریکایی، لذت میبرد، اما او یک دختر کُرِس مکزیکی را فریب میدهد و این دو زن در نهایت بر سر او با هم میجنگند. آنچه به نظر میرسید یک طرح بینقص است، شروع به خراب شدن میکند. یک زبالهگرد بدون اینکه بداند پول را میبرد و کارلوس از اینکه بمب را در پرواز جت قرار داده، احساس پشیمانی میکند و قصد دارد جرم خود را اعتراف کند. تیتو از سوی معشوقش رها میشود، پول را پیدا میکند و آن را برمیدارد، کارلوس را پیدا میکند و او را میکشد. حتی در آن زمان، او متوجه میشود که جرم سودی ندارد.