سفر به سوی شادی
Journey to Happiness
سِلیا لوونگاارت پیش از این با تئاتر ارتباط داشت و میتوانست زندگی آرامی داشته باشد. اما حالا با بحران مالی روبهروست. دادگاه امین داوطلب، به اندازهای پول به او میدهد تا به تِیْرل سفر کند؛ جایی که قرار است به دخترش سوزانه که توسط پدربزرگ و مادربزرگ رشد کرده است، سر بزند. سوزانه قرار است با ریچارد ازدواج کند، مردی که او از او متنفر است و مادرش هم او را کمتر تحمل میکند. سِلیا میخواهد به دخترش کمک کند، اما این کار ساده نیست: ریچارد از گذشته پُرشور او خبر دارد و او را مجبور میکند تا از امورش کنار بکشد. اگر با این عروسی موافقت نکند، همه چیز را به کنسول هیومن، سرپرست سوزانه، میگوید و غوغا به پا میشود.