خط داستانی
ساندور فوتو به طور بیمارگونهای به همسرش حسادت میکند. او به همه مشکوک است، حتی به مدیر برنامههای همسرش. او میترسد که سرنوشتی شبیه به پدرش پیدا کند، که عاشق فرضی مادرش را کشت و سپس خودکشی کرد. الکساندر میخواهد از این سرنوشت جلوگیری کند، بنابراین تلاش به خودکشی میکند، اما موفق نمیشود. پس از بهبودی، حسادت او همچنان به روحش آسیب میزند.