خط داستانی
بنچلی به شیوه خاص خود شروع به دیوانه کردن همسرش میکند. ابتدا درست زمانی که او در حال سرو شام است، او به بهانه شستن دستها و اصلاح صورتش میرود. سپس همسرش او را برای خرید کره به فروشگاه میفرستد و او با همه چیز به جز کره برمیگردد. در نهایت، او تصمیم میگیرد یک قفسه کوچک روی دیوار نصب کند و این کار را به یک نمایش بزرگ تبدیل میکند.