خط داستانی
زیرا پدرش، لرد گرنهم، بیشتر وقت خود را با زنان جذاب میگذراند تا انجام کارهای تجاری، ویلی تاتام مجبور میشود ماه عسل خود را با همسرش مارگوت در جنوب فرانسه قطع کند و به لندن برگردد تا از پدرش بخواهد یک قرارداد مهم را امضا کند. در حالی که مارگوت، یک بازیگر، به یک استراحتگاه کوچک میرود تا شناسایی نشود، کیتی لیک، یکی از زنان جوانی که لرد گرنهم به دنبال اوست، با ویلی flirt میکند. دو هفته میگذرد و وقتی ویلی به مارگوت در تلفن میگوید که باید در شهر بماند، او تهدید میکند که با اولین مرد جذاب بعدی که میبیند، flirt خشونتآمیزی خواهد کرد. کارل فون در هایده، از وین، که منتظر استفاده از تلفن است، صحبتهای او را میشنود و شروع به flirt میکند. او خود را به عنوان خانم مارگارت اسپالدینگ معرفی میکند و آنها آغاز یک romance را دنبال میکنند تا اینکه ناگهان مارگوت به خانه برمیگردد.