خط داستانی
یک سگ پسر در حال راه رفتن بر روی ریلهای قطار است و آهنگ "من هیچکس ندارم" را میخواند، در حالی که یک قطار در حال آمدن است. او به عکسی از دوست دخترش نگاه میکند و او به او میخندد. او روی ریلها دراز میکشد، اما قطار از بخشی از ریل که او دراز کشیده است عبور میکند! او از یک صخره میپرد، اما یک درخت او را نجات میدهد. توپ به زمین میافتد... ما او را در پیادهرو میبینیم که در حال گریه کردن و خواندن برای عابران است.