خط داستانی
سفیر پادشاهی لوواریه از بارون بلمار، وابستهاش، میخواهد که توجه مونا، همسر وزیر جنگ، که مخالف امضای یک معاهده است، را جلب کند. اما ماموریت او با این واقعیت پیچیده میشود که هلن، همسر سفیر، به شدت به هر زنی که او ملاقات میکند حسادت میکند، زیرا او مسئولیت انتصاب او به عنوان وابسته را بر عهده داشته است. با این حال، بلمار عاشق گرتا است، که تا زمانی که او شایستگی اعتمادش را ثابت نکند، با او ازدواج نخواهد کرد. پس از فرارهای متعدد از افشای این ماجرای شخصی، او موفق میشود توجه مونا را جلب کند، که وزیر جنگ را متقاعد میکند تا معاهده را امضا کند و بدین ترتیب بلمار به عنوان سفیر به پرو منصوب میشود و گرتا همسرش میشود.