خط داستانی
ژنرال جینجر به مومی نزدیک میشود تا در تسخیر پادشاه کدو تنبل شهر زمرد کمک بگیرد. در همین حال، سرباز با سبیلهای سبز قبل از اعلام بازگشت دوروتی، کارهای نمایشی انجام میدهد. چند رقص بعد، دوروتی مجسمه کوچکی از نیک چوپر را متوجه میشود. آرزو میکند که او حاضر باشد و با استفاده از پودر زندگی و کلمات جادویی "وگلباگ! whimsy!" مجسمه را به نیک چوپر واقعی تبدیل میکند، که از او برای آوردن به شهر تشکر میکند. آنها رقصهای بیشتری انجام میدهند در حالی که ژنرال جینجر ارتش تمام دخترانش را با رقص روی طبل احضار میکند. در این نقطه، صدا در نسخه موجود قطع میشود و آنها به شهر حمله میکنند، در حالی که کدو تنبل و نیک در حال فرار هستند و جلیا به عنوان SGW disguised شده و دوروتی را به مومی میبرد، که او را روی میزی شعلهور زندانی میکند و پسر برده، تیپ، سعی در نجات او دارد.