خط داستانی
میکی ایستگاه رادیویی ICU را از اصطبلش اداره میکند. دوستانش شمارههای موسیقی مختلفی را اجرا میکنند. یک گربه وارد میشود و شروع به ناله میکند (که باعث میشود پلوتو، که از خانهاش گوش میداد، به هم بریزد). میکی آن را بیرون میکند، اما آن و چند بچهگربه دیگر مدام به داخل برمیگردند، با تجهیزات بازی میکنند، از میان نوازندگان میدوند (در حالیکه میکی با جارو به دنبالشان است و خودش آسیب زیادی میزند) و به طور کلی اوضاع را به هم میزنند.