خط داستانی
یک داستان فانتزی تاریخی که دربارهٔ پادشاه سالخوردهٔ کامرپور و دو ملکهٔ رقیبش، نوباهار و دیلباهار، و رقابت آنها زمانی که یک فقیر پیشبینی میکند نوباهار وارث پادشاه را به دنیا خواهد آورد، روایت میکند. دیلباهار به طور ناموفق سعی میکند رئیس ارتش، عدیل (ویتال) را فریب دهد و به طور انتقامجویانه خانوادهاش را نابود میکند و دخترش، عالم آرا (زوبیده) را به دست بیاباننشینان میسپارد. در نهایت، دوستان بیاباننشین عالم آرا به کاخ حمله میکنند، نقشههای دیلباهار را فاش میکنند، عدیل را از سیاهچال آزاد میکنند و او با شاهزادهٔ قلمرو ازدواج میکند.