خط داستانی
ریکاردو، یک دانشجوی جوان حقوق در زادگاهش مادرید، یک جوان بیخیال است که عاشق کلوپهای شبانه و جلب توجه دختران زیباست. پدرش امیدوار است که با انتقال او به یک مدرسه در شهر روستایی سانتیاگو، نگرش جدیتری در او ایجاد کند. در سانتیاگو، دوست قدیمی پدرش قرار است سرپرست او باشد. وقتی ریکاردو به سانتیاگو میرسد، به یک برادران ملحق میشود و سبک زندگی بیخیال خود را ادامه میدهد و در عین حال به دختر سرپرستش، کارمینا، آواز میخواند و او را جلب میکند.