خط داستانی
تود واکر نقشهی رکس کارسون را به یک معدن طلا میبرد و او را در بیابان رها میکند. کارسون در مزرعهی ژان واکر بهبود مییابد و او به او علاقهمند میشود. اما وقتی داییاش تود میرسد، ادعا میکند که کارسون سعی کرده است ادعای او را برباید. او به نفع داییاش جانبداری میکند و کارسون، که از مزرعهی واکر اخراج شده، به دنبال بازپسگیری ادعایش میرود.