خط داستانی
میکی یک تئاتر کوچک را اداره میکند. ارکستر، به طرز نسبتاً بدی، بخشهایی از کارمن را اجرا میکند. میکی به عنوان یک جادوگر مار ظاهر میشود، اما مار در واقع یک گربه است که سر مار بر روی دمش نقاشی شده است. میکی یک رقص شکم انجام میدهد که باعث خوشحالی تماشاگران میشود. سپس میکی پیانو مینوازد، اما پیانو و صندلی، که به نظر میرسد از خشونت و پیچیدگی قطعه ناراحت هستند، او را از صحنه بیرون میاندازند.