خط داستانی
مارجوری، دختر آواز و رقص در نمایش صحنهای یک سینمای مجلل، به آلوست، کارمند انبار که یک گروه جاز غیرمعمولی را تشکیل داده، علاقهمند میشود و از نفوذ خود برای گرفتن جایگاهی در یکی از برنامهها استفاده میکند. مکس میندل، مدیر خانه، به مارجوری علاقهمند است و وقتی متوجه میشود که او عاشق آلوست است، به گروه اطلاع میدهد و خوانندگان هارمونی بارنی و بی را به عنوان جایگزین استخدام میکند. مارجوری به هر دو مرد نزدیک میشود و به زودی تیم را از هم میپاشد. اما آلوست از نقشهاش مطلع میشود و او را وادار به اعتراف به خوانندگان میکند. بارنی و بی دوباره با هم آشتی میکنند و مکس به آلوست و گروهش یک شانس دیگر میدهد. آلوست یک حسنه میشود و مکس به او قراردادی به مبلغ ۱۰۰۰ دلار در هفته پیشنهاد میدهد.