خط داستانی
کارول ترنت، پس از اینکه پزشکش به او اطلاع میدهد که در حال نابینا شدن است، با اشک از نامزدیاش با دان منینگ جدا میشود و امیدوار است که او را از ننگ عروس نابینا دور نگه دارد. وقتی هیوز به او میرسد و توضیح میخواهد، آستور تظاهر میکند که از او عاشق شده و بیشتر او را قانع میکند که به یک زن بیشرم تبدیل شده است.