خط داستانی
اوزوالد به دیدن معشوقه اش می رود وقتی که رقیبش با خودرویی سریعتر از او عبور می کند. اما اوزوالد وقتی که هر دو راننده با یک چاله گل مواجه می شوند، پیشی می گیرد؛ اوزوالد از کثیف شدن نمی ترسد، در حالی که رقیبش می ترسد. اوزوالد به مقصد می رسد و برای عشقش آواز می خواند، در حالی که حیوانات در حیاط مزاحم او هستند. رقیب نیز می رسد و آنها بر سر دختر دعوا می کنند، در این حین او از دست می رود و با یک خواستگار سوم فرار می کند.