خط داستانی
در بروکسل، جایی که سوزان بیولمانس، دختر یک آبجوساز ثروتمند، به ازدواج سرافین مولهمستر، پسر یک آبجوساز رقیب، وعده داده شده است. جوان و پدرش به وضوح به مهریه عروس جوان علاقهمند هستند. اما سرافین رقیبی به نام آلبرت دلپییر دارد، جوانی فرانسوی که از فردیناند بیولمانس آبجوسازی را یاد میگیرد و به طور پنهانی به دختر جوان علاقهمند است. آلبرت راز سرافین را میفهمد که او با یک کارگر رابطه دارد و آنها صاحب یک فرزند شدهاند. او به سرافین قول میدهد که هرگز چیزی از این موضوع را به سوزان نخواهد گفت، اما ایزابل، خدمتکارش، این موضوع را به او میگوید.