خط داستانی
اندی سیمپسون، پلیس، آهنگر و مکانیک همهکاره در میلبرک، یک شهر کوچک و صرفهجو در جنوب، به عنوان فردی کند، سختکوش و فاقد جاهطلبی توسط همه به جز مارجی واتکینز، دوستدخترش و دختر رئیس بانک، دیده میشود. با این حال، مارجی به جی اوورتون تایگ (شریک جیمز برادفورد، ترویجدهنده معروف سرمایهگذاریهای "وحشی") که به تازگی با یک ماشین گرانقیمت به شهر آمده، جذب میشود. با وجود هشدارهای اندی، مردم شهر با اشتیاق سهامهایی در یک سهام جعلی که توسط تایگ ترویج میشود، خریداری میکنند.