خط داستانی
مایر روبنز و همسرش، استر، یک فروشگاه پرس در محله پایین شرقی نیویورک دارند. استر میخواهد به محله بالای غربی برود. او خواهر ثروتمندش، ریبا، را دارد که مایر را متقاعد میکند تا در سهام بیارزش نفتی که شوهرش میفروشد، سرمایهگذاری کند. این سهام بیارزش نیست و مایر و استر به یکباره میلیونر میشوند. اما ریبا فکر میکند مایر، که علاقهای به جامعه اشرافی ندارد، خواهرش را از نظر اجتماعی عقب نگه داشته است، بنابراین طرحهایی میریزد که شامل به دام انداختن مایر در موقعیتهای نامناسب با زنان دیگر میشود، تا خواهرش بتواند درخواست طلاق دهد.