خط داستانی
این زمستان با یخ و برف است. جنگل در لباس زیبای سفید زمستانی خود پوشیده شده است و بر روی دریاچه یخ زده جنگل، جوانان به شادی در حال تفریح هستند. در میان اسکیت سواران خوشحال، مجسمه ساز جوانی به نام اریک المر وجود دارد. او استودیوی خود را در شهر بزرگ ترک کرده و در اینجا بر روی سطح درخشان یخ، شجاعت جدیدی پیدا میکند. به زودی با خانم جوانی به نام اثل بیرک آشنا میشود و به زودی دست در دست هم بر روی یخ میدوند. در اینجا همچنین با چند دوست قدیمی، فیرتورن و بیوگن، ملاقات میکنیم. آنها با اجاره اسکیت و آموزش این ورزش نجیب، راهی برای زندگی پیدا کردهاند. (Stumfil.dk)