خط داستانی
همسر یک نویسنده تهدید میکند که اگر داستانی نفروشد، او را به کار میفرستد. نویسنده با پیدا کردن ناشری که فقط داستانهای واقعی را میپذیرد، به بررسی گذشته خود میپردازد: به عنوان یک مجرم بدنام، با همسرش به عنوان همدست، سرقتهایی انجام میدهد، تحت تعقیب قرار میگیرد و دستگیر میشود، فرار میکند و در نهایت اصلاح میشود. ناشر که از داستان هیجانزده شده، آماده خرید آن میشود. نویسنده که از موفقیتش غرق در شادی است، اعلام میکند که همسرش از خودش "جنایتکار کثیفتری" بوده و در حال افشای جزئیات زندگی اوست که همسرش صحبتهای او را میشنود و صحنه را خراب میکند.