خط داستانی
رئیس آتشنشانی، آموش مککارتی، که یک زنستیز تایید شده است، به خواهرزادهاش هری هاولز توصیه میکند که به هر قیمتی از ازدواج پرهیز کند. با این حال، هری عاشق مصمم است با معشوقهاش اثل ازدواج کند. اما همه چیز تغییر میکند وقتی مشخص میشود که اثل یک طلاطلب بیوفا است. ناامید، هری شب را در ایستگاه آتشنشانی عمویش میگذراند تا مشکلاتش را فراموش کند... تا اینکه صدای زنگ آتشسوزی فرصتی برای قهرمان شدن به هری دست و پاچلفتی میدهد.