خط داستانی
با وجود اینکه او همسر زیبایی دارد که او را دوست دارد و خانه خوبی دارد، طلاطلب لیلیان لورینگ متوجه میشود که رالف هدمان به راحتی فریب جذابیتهای او را میخورد. همسر رالف، آلیس، وقتی آنها را در یک ناهار با هم میبیند، مشکوک میشود. او از رالف درخواست طلاق میکند اما آلیس میگوید که میخواهد حداقل یک سال به خاطر ظاهر، ازدواج را ادامه دهد و میگوید اگر او هنوز خواهان طلاق باشد، در آن زمان موافقت خواهد کرد. آلیس به مدت سه ماه تنها در خانه میماند در حالی که رالف به عنوان یک عضو کامل از عصر جاز زندگی میکند. او بیمار میشود و آلیس از لیلیان دعوت میکند تا بیاید و به او کمک کند. لیلیان تصمیم میگیرد که نواختن ساکسوفون و رقصهای وحشی بهترین درمان است. آلیس هر چه میتواند تحمل میکند، یادداشتی برای رالف میگذارد و محل را ترک میکند. رالف نیز پس از گذاشتن یادداشتی برای آلیس، محل را ترک میکند. لیلیان به مهمانی ادامه میدهد. آلیس و رالف، در حال رانندگی با خودروهای خود به یک تقاطع، تصادف میکنند.