خط داستانی
جولیوس، گربهای که روی دریاچهای در حال اسکیت زدن است، متوجه یک خانم جوان میشود که در یخ فرو میرود. او او را نجات میدهد، اما به زودی متوجه میشود که او چندان جذاب نیست و او را دوباره به درون آب میاندازد. در همین حال، یک بچهگربه یتیم در سبدی کنار دریاچه رها شده است؛ جولیوس آن را پیدا کرده و با خود به اسکیت میبرد و سپس به خانه آلیس میبرد. آنها نامش را اسکار میگذارند و جولیوس سعی میکند به او حمام بدهد. سپس به اسکار غذا میدهد و به او آداب غذا خوردن را یاد میدهد.