خط داستانی
زمانی که هتل محلی در حال سوختن است، آتشنشانها (همه شبیه به جولیوس گربه) به رهبری آتشنشانی آلیس فراخوانده میشوند. ساکنان مشغول فرار از آتش هستند در حالی که گربهها به کمک آنها برای خروج از ساختمان و خاموش کردن شعلهها میپردازند. وقتی یکی از مستاجران گربهای در طبقه بالا گرفتار میشود، یکی از آتشنشانها با شجاعت او را با سوار شدن بر روی ابر دود نجات میدهد، اما وقتی به زمین برمیگردند، متوجه میشود که او به خاطر استنشاق دود در حال مرگ است. او با استفاده از یک وردنه دود را از او خارج میکند و وقتی او به هوش میآید، این دو به سرعت عاشق یکدیگر میشوند.